اگر چه طب سنتی منشاء گرفته از آیات و روایات و احادیث است ولی مطالبی خارج از این منابع نیز در آن وارد شده است که حاصل تجارب پزشکان سنتی و حتی خرافات و عادات قومی و قبیله ای نیز می باشد. طب سنتی با توجه به همی که بر تناسب درمان و غذا و عادات زندگی با مشخصات طبیعت افراد دارد، یک گام در این خصوص از طب غربی پیش تر است ولی طب غربی که بر پایه ی بخش هایی از همین طب و طب های سنتی سایر ملل و استفاده از سایر علوم مانند ریاضی، فیزیک، شیمی پایه گذاری شده است، در خصوص برخی بیماری های به خصوص بیماری های صعب العلاجی مانند سرطان های پیش رفته، به درمان هایی موثرتر مانند شیمی درمانی دست یافته است که با کمال تأسف بعضاً مشاهده می شود مروجان طب سنتی با توصیه های نابجا این گونه بیماران را به درمان های سنتی، زمان بر و بعضاً غیر علمی سوق می دهند و زمان را که در درمان این گونه بیماری ها عامل تعیین کننده است از دست داده و موجب پیشرفت غیر قابل کنترل این بیماری ها می شوند.
بعضاً در اطرافیان خود دیده ایم که این گونه درمانها در مراحل حساسی مانند شیمی درمانی به عنوان درمان جایگزین دنبال شده و فرصت طلایی را از پزشکان سلب می نماید و موجب مرگ و یا تبعات بسیار خطرناک و غیر قابل بازگشت می شوند.
یکی از ایرادات مدعیان طب سنتی این است که از روش های تشخیص جدید بیماری و تجهیزات پیشرفته ی روز استفاده نمی کنند و دیگر این که نگاه بسیار متعصبانه روی برخی موارد دارند، به عنوان مثال چای از سوی متخصصان این طب به صورت قطعی رد می شود و در این خصوص به این دلیل اشاره می شود که حیوانات از چای استفاده نمی کنند و با این نگاه متعصبانه و متأسفانه به راحتی از کنار مزایا و فواید چای می گذرند در حالی که بر اساس توصیه ی متخصصان قوی قلب و عروق، چای در کاهش آسیب های قلبی و عروقی بسیار مفید و موثر است و دیگر این که چای یک محصول فراوری شده است که طی فراوری با توجه به تغییرات شیمیایی ناشی از تخمیر، خواص آن به کلی تغییر می کند و به همین دلیل چای سیاه یا سبز نباید با برگ سبز چای مقایسه شوند و از این نمونه، مواردی دیگر نیز مانند توصیه به نخوردن شیر و ماست وجود دارد که این گونه تجویز ها با معیار قرآن نیز انطباق ندارد، چرا که حتی قرآن کریم در باب حرمت شراب ابتدا منصفانه می فرماید که شراب خوبی هایی دارد و بدی هایی که با توجه به کثرت بدی ها در برابر قلب خوبی ها حرام شمرده می شود.
امروزه پزشکان متخصص در طب سنتی از طریق دانشگاه های ما در حال تربیت هستند که با توجه به شناخت طب غربی روز، اقدام به استفاده از درمان های سنتی می نمایند ولی غالب درمان ها در این حوزه توسط عطاری ها و یا افراد فاقد این تحصیلات و تخصص انجام می شود که نه تنها موجب پیشرفت طب سنتی نمی گردد، بلکه موجب تضعیف جایگاه این طب در پیشگیری و درمان بیماری های قابل درمان با این روشها می گردد و به همین دلیل توصیه می شود صرفا از پزشکان متخصص در طب سنتی برای مشاوره و درمان استفاده شود و البته افراد غیر متخصص که به هرنوعی دوست دار این نوع طب هستند بهتر است به منظور ارتقای جایگاه این طب از توصیه های غیر مسئولانه در این خصوص پرهیز نمایند.
عشق ممنوع سریالی است 165 قسمتی که از شبکه ی Gem classic ماهواره که رهبری آن در بریتانیاست،پخش میشود .این سریال ترکیه ای ازدواج بین یک دختر بیست و چند ساله به نام سمر و یک پیرمرد پولدار به نام عدنان بیک رانشان می دهند این پیرمرد با پسر برادر بیست و چند ساله ی خود به نام مهند که پسری هوس باز است ،همچنین پسر خود به نام مراد 10-11 ساله و دختر 17- 18 ساله اش نهال زندگی میکند و پس از ازدواج مجبور میشود مادرزن خود را به نام فیروزه که زن هوس بازی است و شوهرش به دلیل فهمیدن رابطه ی او با مرد دیگری مرده را پناه دهد...

قبل از ازدواج سمر با عدنان:
1-مهند عاشق سمر بوده است! 2-فیروزه عاشق عدنان بوده است !3-مادمازل پرستار بچه ها عاشق عدنان بوده است!4-نهال عاشق مهند بوده است! 5-بشیر راننده ی خانه عاشق نهال بوده است! 6-جمیله خدمتکار خانه عاشق بشیر بوده است!3-یک تاجر معروف به نام تحسین بیک عاشق فیروزه بوده که در جایی از سریال اعتراف میکند آن زمان که زن داشته هم عاشق فیروزه بوده است
پس از ازدواج بعد از چندی مهند عشق خود را به سمر(همسر عدنان) ابراز میکند و سمر هم تسلیم خواسته های او میشود،راننده ی خانه(بشیر)آنها را میبیند و از آنها فیلم تهیه میکند!طی نقشه ای از طریق (مادر سمر )فیروزه برای دزدیدن عشقش از طرف دخترش سمر،نهال به مهند نزدیک میشود و چون جریان سمر و مهند رو به فاش شدن بوده مهند تسلیم میشود و قرار ازدواج میگذارند...نهال با مهند ازدواج میکند و روز ازدواج نهال ،سمر خودکشی میکند ،فیروزه سکته میکند و ازدواجش به هم میخورد و دیگر نمیتواند مردان پولدار را به دام بیندازد ...نهال در بیمارستان بستری میشود ،مهند از خانه فرار می کند ،بشیر بر اثر سرطان ریه بعد از گفتن حقایق به عدنان میمیرد ...نهال ،مادمازل و عدنان و مراد هم با هم زندگی میکنند
نکته های قابل توجه این سریال که خاص تاثیرگذاری بین ایرانی هاست را خدمتتان عرض میکنم:
1-ترغیب ازدواج دختران جوان با پیرمردهای پولدار
2-به وجود آوردن فکر امکان خیانت هر زن یا شوهر به همسرش
3-رواج انواع لباسهای باز و مد های عجیب و اینکه زنان و مردان این خانه هیچ کاری غیر از عوض کردن لباس و آرایش ندارند
4-نشان دادن خوشبختی یک خانواده ی ترکیه ای از نظر رفاهی و بی قیدی آنها نسبت به خرج کردن پول و اینکه همه ی اوضاع در کشور آنها همیشه آرام است
5-علاقه مند کردن تمامی اقشار جامعه با هر سنی به این سریال
6-نشان دادن وفاداری عشق های نامشروع بیشتر از مشروع
7-استفاده از مانکن های ترکیه ای به عنوان نقش های اصلی برای معروف کردن این مجموعه (سمر و مهند)
در جایی خواندم مهند با بازی در یکی از سریال های ترکیه ای که خاص مردم عرب ساخته شده است منجر به طلاق تعداد زیادی از زنان عرب از شوهرانشان شده است و همین موضوع باعث تاسف است زیرا اینقدر این سریال مورد علاقه ی مردم است که صدای زنگ گوشی های موبایل به صدای تیتراژ این سریال تغییر کرده است و متاسفانه بدتر از آن این که یکی از سریال های تلویزیونی به نام پنجره که از شبکه ی 5 تهران در حال پخش است موزیک متن سریال عشق ممنوع را با تغییر چند نت ،موزیک متن سریال خودش قرار داده است و این جای بسی تاسف دارد که مسئولین فرهنگی و نظارتی کشور ما چرا دقت لازم بر نظارت بر این سریال ها را ندارند و به راستی به کجا چنین شتابان هستند ؟!!آقای ضرغامی پرباری صدا و سیما برای دور کردن مردم ازشبکه های ماهوارهای پیشکش لطفا اجازه ندهید الگوی رسانه ی ملی ،شبکه های ماهواره ای باشد!

نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
ساعت 8 صبح است با موبایلش تماس میگیرم ،در راه است ،بعد از چند دقیقه با پدرش می آید.تعجب میکنم پدرش مدیر راهنمایی پسرانه است مگر نباید این ساعت سرکار باشد؟از او پیرامون این مسئله سوال میپرسم ،میخندد و میگوید هر روز پدرم 8:30 به مدرسه میرسد.سکوت میکنم و در فکر فرو میروم..
ساعت 9 صبح است ...کلاس اول...در میزند استاد در را باز میکند همینطور که مشغول نگاه کردن به صفحه ی موبایلش است بدون اجازه گرفتن از استاد با صدای بلند می گوید هر کس از کلاس بعدی جای منو گرفته بلند بشه با زبون خوش بره بیرون چون جای نشستن من نیست...بچه ها همه شکه شده اند به همدیگر نگاه میکنند ..استاد به او زل زده و انگار میترسد تذکر بدهد!!یکی از دانشجویان از ته کلاس داد میزند مزاحم درس ما نشو و او با لحنی توهین آمیز شروع به فحاشی می کند استاد از او خواهش میکند کلاس را ترک کند و او با بی تربیتی هرچه تمام برای آن دانشجو خط و نشان می کشد که بعد از کلاس به خدمتت میرسم ...
ساعت 11:15 است..کلاس دوم ...صدای ترکاندن آدامس یک نفر نظم کلاس را بر هم میزند ،استاد با ناراحتی تمام میپرسد چه کسی این کار را انجام داد ،پسری از ته کلاس اجازه میگیرد که استاد من بودم صدای قه قه ی دوستانش بلند میشودد،بزرگترین تذکر استاد به او ترغیب او به حذف کردن آن درس است!
ساعت 13 است...ساعت تفریح ناهار و نماز...راهرو ها پر است از پسرهایی که از نظر ظاهر هیچ شباهتی به مهندسین این مرز و بوم ندارند!مدل موها و ابروها ...دکمه های یقه باز...پیراهن های تنگ...شلوارهای مارک دار...کفش های رنگی ...و بیشتر از آن همین که هنوز نفهمیده اند اینجا دانشگاه است!
همینطور که این حرکات ناشایست و بی فرهنگی ها را از مهندسین این مملکت میبینم یاد صحبت های مادرم می افتم که همیشه میگفت کادر آموزشی بیشتر مدارس پسرانه به ایران خیانت میکنند چون آنقدر که نیاز است برای تربیت پسران در مدارس وقت نمیگذارند و بیشتر سرگرم کارهای زندگیشان حتی در محیط کار هستند هستند برای همین است که کارهای ناشایست پسران لااقل در دانشگاه بیشتر از دختران است و برای همین است که با وجود این همه افراد تحصیلکرده مملکت ما آنطور که باید از نظر فرهنگ تربیتی و معاشرت اجتماعی پیشرفت نکرده است.

نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]

چند نکته در باب تأیید یا رد عملکرد نمایندگان مجلس هشتم
با نزدیک شدن به تاریخ دوازدهم اسفند یعنی روز برگزاری انتخابات مجلس نهم شاهد داغتر شدن روز به روز تنور انتخابات هستیم و در این میان یکی از مواردی که معمولاً افکار عمومی را به خود مشغول میکند، رأی دادن و یا عدم رأی دادن به آن دسته از نامزدهای انتخاباتی است که در مجلس هشتم به عنوان نماینده حضور داشتهاند. البته با توجّه به در دسترس بودن سابقهی فعّالیتی هر یک از این افراد تشخیص ارجحیت و یا عدم ارجحیت هر یک از این دسته از نامزدها بر دیگران کاری سهل به نظر میرسد. در همین باب چهار نکته ساده و مشخّص به ذهن این حقیر خطور کرد که با در نظر گرفتن آنها قشر ارزشی جامعه میتوانند تکلیف خود در ضمینه انتخاب این افراد را مشخّص سازند. این چهار نکته عبارتانداز:
1- سطح رضایت مردم از نمایندگان بیانگر میزان پاسخگویی نمایندگان به مردم هر حوزه
از آنجا که فاکتور رضایت مردم از نمایندگان نقش مهمّی در همسو نمودن آنان با آرمانهای انقلاب دارد این فکتور از مهمترین فاکتورهایی است که میتوان آنرا در تأیید یک نماینده مدّ نظر قرار داد، البتّه در اینجا ذکر این نکته لازم است که فراهم نمودن آرامش و آسایش مردم از مهمترین آرامانهای انقلاب است و هرگونه تفکّری غیر از این بیشک غلط و بیپایه است. سطح رضایت مردم از هر یک از نمایندگان را میتوان به راحتی و از طریق گفتوگو با قشر خاکستری جامعه که همان مردم عادی باشند به دست آورد؛ لکن باید این نکته را مدنظر قرار داد که شکوههای جزیی و گاهاً شخصی را نباید جهت تعیین سطح رضایت عمومی به کار برد؛ هرچند مطمئنّاً فراوانی این دسته شکایات این فاکتور را تحت تأثیر قرار میدهد.
نکتهی دیگر در این باب آن است که سطح رضایت مردم را باید از میان خود مردم سطح حوزهها به دست آورد؛ این فاکتور را نمیتوان بین دانشجویانی که بین ایسمها سرگردانند، یا طلّابی که بین زید و عمرو مردّدند و یا پشت در بستهی اتاق روشنفکران خودمحور، بدست آورد؛ بلکه برای سنجش این ملاک باید دقیقاً به مردم کوچه و بازار مراجعه کرد. مصداق و موید مطلب فوق تجربیات فراوان تاریخی خصوصاً در دورهی معاصر است.
2- آزمونی به نام فتنه
در این باب سخنان فراوانی گفته و شنیده شده لکن با توجّه به اهمیّت فراوان آن و بر مبنای آیهی شریفهی "فذکّر انّما انت مذکّر" ذکر مجدّد این نکته خالی از لطف نیست. به طور کلّی نمایندگان مجلس هشتم را بر اساس نحوهی عملکردشان در دوره فتنه میتوان در سه دسته تقسیمبندی کرد: دستهی اول آن دسته از نمایندگانی هستند که پیش از سخنرانی فصلالخطاب رهبر معظّم انقلاب در تاریخ 28 خراد 88 وارد عرصهی روشنگری شدند و به مقابله با عوامل فتنه پرداختند و با این کار نمره ی قبولی صددرصد را کسب نمودند؛ لذا بدنهی ارزشی جامعه میبایست جهت حفظ این دسته از نمایندگان تلاش نماید. دستهی دوّم آن دسته از نمایندگانی هستند که پس از تاریخ فوق الذّکر وارد عرصهی روشنگری شدند، به نظر میرسد این عدّه هرچند به موقع وارد میدان نشدند؛ لکن نباید فعّالیتهایشان پس سخنان حکیمانهی رهبر را ندید گرفت. و امّا دستهی سوّم آن دسته از نمایندگانی هستند که در کل، یا مستقیماً از فتنهگران حمایت کردند، یا دوپهلو سخن گفتند و یا سکوت اختیارکردند این سه گروه جز مردودین این آزمون بودند، که البتّه ساکتین، افراد بیطرف! ( که به تعبیری نه در بودند و نه دیوار بلکه لولا بودند!) و حمایتکنندگان از فتنه به ترتیب بدترین عملکرد ممکن را داشتند و بدنهی ارزشی جامعه هرگز نباید بار دیگر به این افراد اعتماد کند.
3- ورود مجلس به طرح وقف دانشگاه آزاد خطایی بزرگ!
در شرایطی که دخالت بدنهی ریاستی دانشگاه آزاد در جریان فتنه تقریباً محرز و برخی مفاسد مالی در این نهاد افشا شده بود، ریاست دانشگاه آزاد جهت خروج از باتلاقی که به دست خود ساخته بود؛ در یک نقشهی از پیش شکست خورده و در تقابل با شورای عالی انقلاب فرهنگی که حضرت امام (ره) بر حفظ حرمت آن تأکید داشتند؛ اقدام به مطرح کردن طرح وقف اموال این نهاد کرد. در چنین شرایطی دانشگاه آزاد با نسبت دادن دروغ به رهبری مبنی بر کسب رضایت ایشان از طریق استفتا پیرامون بحث وقف اموال خود و با تحت تأثیر قرار دادن نمایندگان به طرق مختلف اقدام به یارکشی از آنان کرد و مجلس را به نفع خود وارد بازیای کرد که در یک سوی آن دولت و مردم و در سوی دیگر خود قرار داشت!
در تاریخ 29/2/89 خبرگزاری فارس اقدام به انتشار لیست 69 نمایندهای نمود که دوفوریت طرح یادشده را امضا کرده بودند. انتشار این لیست سبب واکنشهای متعدد در محافل سیاسی و فرهنگی جامعه شد، این بازی تا جایی ادامه پیدا کرد که شورای نگهبان با غیرقانونی و غیر شرعی دانستن طرح، کارت قرمز مردودی را در پرونده نمایندگان رأی دهنده و به ویژه امضا کنندگان فوریت طرح ثبت نمود! اما سرانجام این بازی که ازدیاد اخراجیهای آن سبب ریزشها و رویشهای فراوان شد با سوت پایان متخصصان فقهی و حقوقی منصوب شده از سوی رهبری جهت بررسی طرح یادشده مبنی بر عدم شرعی بودن آن به پایان رسید. مشخصاً بدنه ارزشی جامعه نباید با اعتماد مجدد به نمایندگان رأیدهنده به طرح وقف دانشگاه آزاد آنان را راهی خانهی ملّت نمایند.
پرونده وقف دانشگاه آزاد از ابتدا تا خوردن مهر ابطال بر آن، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
http://www.irdc.ir/fa/content/10992/default.aspx
اسامی نمایندگان امضاکننده طرح دو فوریتی وقف اموال دانشگاه آزاد در مجلس، خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902291385
امام خمینی: ضوابطی که شورایعالی انقلاب فرهنگی وضع میکند باید ترتیب اثر داده شود، بازنشر از خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8903300720
4- تخصّص مکمّل تعهد
شایسته است تخصّص هر یک از نمایندگان متناسب با استعدادهای حوزهی فعّالیتی آنان باشد، به عنوان مثال در حوزهای که دارای ظرفیت کشاورزی است انتخاب نامزدی که بتواند در کمیسیون کشاورزی ایفای نقش نماید، نسبت به نامزدی که دارای تخصص متناسب با کمیسیون صنایع و معادن است، ارجحیت دارد، توجه به این نکته سبب افزایش بهرهوری هر یک از حوزهها در پیشبرد آرمانهای نظام اسلامی خواهد شد و تحکیم رابطهی مردم با حکومت اسلامی را در پی خواهد داشت. این نکته هرچند نه تنها در مورد نمایندگان مجلس هشتم بلکه در قبال همهی نامزدها قابل بررسی است لکن با توجّه به اهمّیت بالای این موضوع و در دسترس بودن عملکرد نمایندگان مجلس هشتم ذکر آن جهت یادآوری لازم مینمود.
نویسنده ی ارزشی:محمدمهدی محمدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
دست مسئولین فرهنگی کشور در بیست و هفتمین جشنواره ی موسیقی فجر در سالن همایش های برج میلاد درد نکند ..به راستی که گل کاشتند!!لطفا به طرز پوشش مردم حاضر در سالن و ادا و اطوارهای اجراکننده های برنامه دقت کنید!راستی کسی از مسئولین در سالن نیست؟!!!
کنسرت گروه آریان در پنجمین شب جشنواره
کنسرت موسیقی بنیامین در پنجمین شب جشنواره
کنسرت محسن یگانه در دومین شب جشنواره
کنسرت احسان خواجه امیری اولین اجرای جشنواره
نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
این قدر کتاب های کمک آموزشی موسسات و انتشارات آموزشی جای خود را بین کتب اصلی درسی وا کرده اند که شده اند بخشی از محتویات دائم کیف دانش آموزان. کتابهای گاج و استاندارد و آینده سازان و سوالات نمونه و تیزهوشان و ... بنا به صلاحدید و دستور مسئولان مدرسه و معلمان از سوی اولیای دانش آموزان تهیه می شود.
یادم هست که زمان تحصیل ما معلمان همان کتاب درسی را آموزش می دادند و از همان کتاب سوال می کردند و تمرین و مشق می دادند، ولی اکنون دانش آموزان باید به جای کتب درسی روی کتابهای کمک آموزشی تمرکز کنند.
حجم زیاد کتاب های کمک آموزشی که بعضاً غیر استانداراد نیز هستند، موجب اختلال در آموزش کودکان گردیده و انسجام آموزشی از طریق کتب درسی را از بین می برد و از سویی این حجم تمرینات متفرقه موجب خستگی و افسردگی دانش آموزان می گردد.
در کنار تأثیر سوء این کتاب ها روی آموزش کودکان، وزن سنگین و تعداد زیاد این کتاب ها که باید هر روزه به مدرسه حمل و بازگردانده شوند، موجب ناراحتی های ستون فقرات، کمر و گردن در کودکان می گردد. وزن کیف و دفتر و کتاب های درسی و کمک درسی و سوالات و پاسخ ها و لوازم تحریر یک دانش آموز ابتدایی بین 6 تا 9 کیلوگرم است و این وزن برای یک دانش آموز 30 کیلوگرمی واقعاً زیاد است؛ به نظر می رسد در صورت ادامه ی این رویه نسل بعدی ما دچار انبوهی از بیماری های مفصلی و عوارضی مانند کوتاهی قد باشند.
در صورت اعتراض یا انتقاد اولیا به این رویه در مدارس، اولیای مدرسه ادعا می کنند که ریشه ی این مسئله ناشی از رقابت بین مدارس است که موجب استقبال بیش از اندازه از کتب کمک آموزشی گردیده است و متأُسفانه مدارس احساس می کنند هرچه به سمت کتب کمک درسی بیشتری بروند، سطح آموزشی بالاتری دارند و حال این که نه تنها چنین نیست بلکه و اقعیت آن است که در این مدارس، روح و جسم دانش آموزان دچار خستگی و فرسودگی می گردد.
جا دارد که وزارت آموزش و پرورش در صدد توجیه اولیای مدارس و معلمان درآمده و این رفتار غلط و غیر علمی را خاتمه بخشد و در صورتی که لازم است، کتب درسی مدارس را به نحوی تغییر دهد که نیاز به کتب کمک آموزشی را نیز کاهش داده و موجب روال آموزشی یکسان و استاندارد در کشور گردد و دیگر این که استفاده از نرم افزارهای آموزشی و تجهیزات کمک آموزشی در مدارس می تواند موجب بهبود وضعیت موجود گردد که اشاعه ی آن به تمام مدارس به نظر می رسد به زمان زیادی نیاز داشته باشد.
نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]
در ابتکاری زیبا و جالب پارسی بلاگ اقدام به رتبه بندی وبلاگها از نظر برگزیده شدن نوشته های وبلاگ نویسان در مجله ی پارسی نامه توسط دبیران آن نموده است و همین باعث شده حس رقابت بین عزیزان وبلاگ نویس بسیار زیبا شود چه بسا مشاهده شده که بعضی از دوستان وقتشان را به بیهوده نویسی و بطالت در محیط وبلاگی میگذرانند و این اقدام بسیار خوب باعث زیبایی و هدفدار بودن نوشته های وبلاگ نویسان شده است.
شاید قبل از این به این وضوح مشخص نبود نوشته های کدام وبلاگ به طور متناوب در قسمت پارسی نامه برگزیده میشود و همین جای بسی قدردانی دارد ،اما نقدی محکم در ابتدای شروع شدن این طرح به دبیران و عزیزان مسئول ،وقتی بعضا وبلاگهایی که در رتبه های اول قرار دارند را مشاهده میکنیم باورمان نمیشود که فلان نوشته ی این وبلاگ که اصلا نه از نظر ادبی و نه از نظر زیبایی و مفهموم جایگاهی ندارند برگزیده شده است و فلان شخص از نفرات اول مجله انتخاب شده است،به طور جد این پیامد را میدهم که اگر این روند ادامه یابد همین حس رقابت را بین نویسندگان کاهش خواهد داد.
پیشنهادی کوتاه برای دبیران وبلاگ نویس بهتر است در برگزیده کردن هر نوشته ای که به نظرشان زیبا می آید به یکی دو نفر دیگر از دبیران هم مشورت کنند اینگونه حق کسی هم ضایع نخواهد شد .
انشاالله

نویسنده ی ارزشی:توحیدی::نظرات ارزشی [ ارزشی]


























نویسنده ی ارزشی:سیاوش آقاجانی::نظرات ارزشی [ ارزشی]